نقش معرفت در ایمان مقدم بر عاطفه است/ متقیان: عاطفه بر معرفت تقدم دارد
نشست علمی «ایمان و عاطفه» چهارم شهریورماه با حضور حجتالاسلام والمسلمین مسعود آذربایجانی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، محمدمهدی احمدیفراز، استاد دانشگاه اشرفی اصفهانی و حجتالاسلام والمسلمین محمد متقیان، عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی برگزار شد.
حجتالاسلام آذربایجانی در این نشست علمی با طرح این سؤال که آیا عاطفه در ایمان نقش دارد و نسبت میان این دو چیست؟ به مفهوم ایمان و عاطفه پرداخت و گفت: عاطفه شامل تمام هیجانات، احساسات، انگیزش و هیجانات منفی و مثبت میشود. رضایت، احساس رضایت، شگفتی، خوشبینی، شفقت و همدردی، کینهورزی، افسردگی، رشک و ... مثالهایی از عواطف مثبت و منفی است. همچنین ایمان واژه مهم اسلامی است و از منظر کلامی فرد درون دین، با ایمان است و فردی که دیندار نیست ایمان ندارد و از نظر اخلاقی هم براساس کتب مقدس هر عمل زشت خارج از مقوله ایمان و هر عمل نیک درون آن است.
وی با بیان اینکه محوریترین گرایش در جهتدهیهای کلی زندگی، ایمان است، اظهار کرد: ما مدعی هستیم که عاطفه بخشی از ایمان است، یعنی یکی از مؤلفههای ایمان، عاطفه است و خیمه ایمان بدون ستون عاطفه برپا نمیشود؛ در موارد متعدد، قرآن کریم، ایمان و جایگاه آن را به قلب نسبت داده است؛ البته قلب، جایگاه معرفتی هم دارد ولی عمدتا براساس اشارات کسانی مانند؛ علامه طباطبایی و مصباح یزدی قلب، جایگاه عاطفه است.
وی اضافه کرد: از جمله در آیه 14 حجرات؛ «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ وَإِنْ تُطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا یَلِتْکُمْ مِنْ أَعْمَالِکُمْ شَیْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ» خداوند فرموده است که برخی اعراب میگفتند ما ایمان آوردهایم ولی قرآن فرموده است شما ایمان نیاوردهاید و فقط مسلمان هستید و ایمان داخل قلب شما نشده است. همچنین آیه دیگر دال بر این مسئله آیه 28 رعد؛ «الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»؛ است یعنی قلوب مؤمنان با یاد خدا آرامش مییابد. آرامش امری کاملا عاطفی است؛ آیه حصر دارد و فرموده قلب فقط با یاد خدا به آرامش میرسد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه تصریح کرد: در نصوص دینی، علت عدم ایمان یکسری امور عاطفی بیان شده است، البته ما ایمان را از برهان جدا نمیکنیم ولی علاوه بر معرفت و استدلال، عواطف هم از ارکان و سازههای ایمان است. قرآن کریم همچنین فرموده است؛ «سَأَصْرِفُ عَنْ آیَاتِیَ الَّذِینَ یَتَکَبَّرُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَإِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لَا یُؤْمِنُوا بِهَا...» آیه شریفه تکبر را مانع ایمان آوردن افراد برشمرده است، تکبر عامل معرفتی و استدلالی نیست بلکه روانی و عاطفی است.
عاطفه؛ رکن ایمان
آذربایجانی اضافه کرد: آیه 14 نمل؛ «وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ» هم ظلم و علو را مانع ایمان قوم فرعون دانسته است؛ همچنین در قرآن بسیاری از عواطف انسانی مقارن ایمان آورده شده است، در فرازی از این آیه شریفه؛ «وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ» هم تصریح شده است کسانی که ایمان به خدا دارند، شدیدترین محبت را به خدا دارند و در انتخاب بین محبت به خدا و زن و فرزند خدا را انتخاب میکنند.
وی با بیان اینکه ایمان مقوله دینی است و باید از درون دین آن را ثابت کنیم، افزود: براساس تحقیقات روانشناسی دینی، شناخت تقدم دارد و بعد عاطفه و هیجانات و رفتار مبتنی بر این دو بعد رخ میدهد البته عاطفه و هیجان از ایمان بیرون نیست؛ همچینن بعد رفتاری هم جزء مقوله اصلی ایمان نیست بلکه لازمه آن است.
آذربایجانی بیان کرد: امور مورد معرفت ما دو نوع است؛ مثلا درباره اینکه دو دو تا چهارتا میشود، هرقدر معرفت بیشتری به آن پیدا کنیم باز باور ما افزایش و کاهش نخواهد یافت ولی همه معرفتها اینطور نیست اینکه پرستار و پزشکی در ایام کرونا بیش از توان و وظیفه عمل میکنند، سبب افزایش گرایش و ایمان دیگران به آنها میشود لذا تا عاطفه ایجاد نشود ایمان هم ایجاد نخواهد شد.
انسان موجود عقلانی صرف نیست
استاد حوزه و دانشگاه اضافه کرد: انسان اصلا موجود عقلانی صرف مانند ربات نیست، در مدار شناختی مغز انسان، دستگاه لیمبیک وجود دارد که هر پیام مغزی که قرار است به اعضای ما منتقل شود، از این لیمبیک عبور میکند و لیمبیک روی آن اثر میگذارد؛ همچنین کنش ما هیچ وقت حاصل شناخت تنها نیست بلکه محصول ابعاد سه گانه است ضمن اینکه ضمیر ناهوشیار در شخصیت انسان مؤثر است و در این ضمیر غرایز و عواطف وجود دارد. شاهد دیگر بر این مدعا هم هوش هیجانی است و افراد با هوش هیجانی بالاتر، موفقتر هستند.
آذربایجانی گفت: یکی از کارها و آثار مهم ایمان این است که باعث رفع و تخفیف رنج و درد انسان در محدودیتهایی چون ترس و بیماری، ناکامی، فقدان عزیزان و ... میشود. مثلا فردی که دچار سرطان است تنها راه برای کمک به او تقویت ایمان است؛ تا ایمان ممزوج به عواطف و هیجانات نشود ترسهای انسان را نمیتواند کنترل کند، از طرف دیگر احساسات مثبت ایمان مانند آرامش، بهجت، نشاط و لطافت روحی و قدرت و ... نقش مهمی در رفتارهای فرد دارد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در پاسخ به این پرسش که ممکن است کسی رفتاری انجام دهد و چیزی را دوست داشته باشد ولی برهانی هم در پشت پرده آن نباشد، این موضوع چگونه قابل توجیه است؟ تصریح کرد: عنصر معرفت متقدم است، گرچه لازم نیست ما به شناخت خودمان هم معرفت داشته باشیم، ولی انسانها همواره به رفتارهایی که علاقهمند هستند تصویری از آن را در ذهن میسازند.
تقدم اراده بر معرفت را قبول ندارم
در ادامه حجتالاسلام والمسلمین متقیان گفت: آیا میان ابعاد رفتاری، عاطفی و شناختی انسان هیچ ارتباطی وجود ندارد و همه اینها جدا از هم هستند؟ قطعا اثرگذاری این مقولات بر یکدیگر غیرقابل تردید است و رابطه حقیقی میان این سه مقوله وجود دارد و این تاثیر و تاثر چندجانبه هم هست و نه یکطرفه. به همین دلیل وقتی انسان از چیزی متنفر است در برابر آن مقاومت دارد.
وی افزود: اگر رابطه حقیقی میان این ابعاد وجود دارد و رابطه هم تاثیر و تاثری است، رابطه بین آنها تقومی نیست، ولی اگر از رابطه علیتی بیرون برویم، قوام هر بعدی به بعد دیگر وابسته است. البته درجه اثرگذاری هر بعد بر بعد دیگر یکسان نیست و برخی اصلی و برخی فرعی و تبعی است.
متقیان بیان کرد: تلقی که از اندیشه فرهنگستان علوم، بر تقدم اراده بر معرفت وجود دارد درست نیست، اصلا تقدم علیتی را قبول نداریم؛ مبنای ما نظام فاعلیت است که در ضمن خود علیت را دارد ولی علیت، اصالت ندارد. در رابطه بیان اشیاء و ابعاد وجودی انسان قائل به تشتت هم نیستیم.
وی اضافه کرد: ایمان، محصول ترکیب ابعاد سهگانه عاطفه، شناخت و رفتار است ولی این سه بعد در هم مؤثر هستند و تاثیر متفاوت دارند، ولی متغیر اصلی در شکلگیری ایمان، عاطفه است، متغیر فرعی، ادراک و متغیر تبعی هم، حس و رفتار انسان است. ایمان در وجود مؤمن و کفر در وجود کافر، ترکیب عاطفه، شناخت و رفتار است ولی اثرگذاری اصلی برای ایمان و کفر عاطفه است.
عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اظهار کرد: وجود انسان سه جزیره مستقل نیست و گاهی اوقات حتی دلدرد در رفتار فرد اثر میگذارد؛ به هر حال ما با انسان روبرو هستیم و نه ذهن؛ اینطور نیست که انسان میفهمد و بعد دوست دارد و بعد به آن ایمان میآورد و در عمل انجام میدهد؛ ما این سلسله مراتب را قبول نداریم لذا انسان در عین اینکه معرفت دارد ایمان هم کسب میکند.
تقدم معرفت بر عاطفه
احمدیفراز هم در سخنانی با اشاره به بررسی بحث از منظر تجربی بنیادی مبتنی بر روششناسی شهید صدر گفت: ایشان معتقد است باید نیاز مخاطب شناسایی شود و بعد نصوص را به استنطاق بکشانیم تا به این نیازها پاسخ دهیم.
وی با بیان اینکه گاهی مخاطبان ما دیندار نیستند و میخواهیم آنها را دیندار کنیم و گاهی دیندار هستند ولی میخواهیم دین آنها را بالا ببریم، افزود: در فضای تجربی برای ورود به این مقولات یعنی ایجاد ایمان و ارتقاء، عمدتا کارشناسان معتقدند که بعد معرفتی مقدم است، این به معنای نادیده گرفتن عواطف نیست.
استاد دانشگاه اصفهان تصریح کرد: بعد معرفتی خودبهخود بر روی عواطف و رفتار هم اثرگذار است؛ فرض کنید مادر عروس خانمی به او میگوید این نوع لباس را در فلان جلسه نپوش، همین عبارت را مادرشوهرش در همان شرایط و با همان بیان به او میگوید، ما از لحاظ رفتاری و عاطفی واکنش این دختر را مقایسه میکنیم؛ در حالتی که مادرش به او میگوید حس مثبتی دارد و این حس در رفتار او منعکس است ولی وقتی مادرشوهرش به او بگوید حس منفی دارد و ممکن است واکنش او درست نباشد. ما اگر بخواهیم این رفتار و حس را تغییر دهیم باید معرفت و باور عروس را نسبت به مادرشوهر تغییر دهیم.
احمدی فراز بیان کرد: در بحث تقویت ایمان در فضای تجربی، محور با بعد معرفتی است گرچه میتوانیم از عواطف به عنوان انگیزش استفاده کنیم. بعد معرفتی هم گاهی از دیدن رفتارهای یک الگو مانند پیامبر(ص) ایجاد میشود و گاهی با روشهای دیگر. اگر باورهای معنوی و استفاده از روایات در یک فرایند درست و مسئلهمحور مورد استفاده قرار گیرد میتواند به کمک مخاطب بیاید.
احمدیفراز تصریح کرد: وقتی کسی مدتی نماز میخوانده و حالا نمیخواند، برای درمان او ابتدا باید از بعد عاطفی وارد شویم و بعد او را در فرایندی قرار دهیم که بفهمد آرامش قلبی او باز با نماز ایجاد خواهد شد؛ یعنی بحث شناخت، محور است. ما با او همدلی میکنیم تا او را به معرفت برسانیم. برخی بیماران ممکن است فکر کنند خدایی که شما میگویید مرا بیمار کرده است و ما در مان چنین فردی ابتدا باید همراهی کنیم سپس شناخت او را اصلاح کنیم.
وی گفت: ما موردی داشتیم که 65 سال سن داشت و خانمش مبتلا به بیماری شده بود؛ این فرد مذهبی و هیئتی بود و به او گفته بودند اگر خانم را به هئیت ببری خوب میشود ولی او را برد و خوب نشد، او نماز را کنار گذاشت و اگر حرف از خدا و پیامبر(ص) میزدیم واکنش شدید نشان میداد؛ این فرد باورهای قطعهقطعه دریافت کرده بود و معرفتش عمیق نشده بود لذا باید در مباحث اعتقادی، به افراد نظام معرفتی بدهیم نه صرفا اطلاعات و دادههای جزیی و پراکنده.
انتهای پیام